۱۳ آذر ۱۳۹۰ ه‍.ش.

آن دختر را یادتان است که ماشین نیروی انتظامی از روی بدنش رد شد و لهش کرد؟

دو سال از آن روز گذشت. آن روز ماشین نیروی انتظامی از روی بدن۲ نفر دیگر هم رد شد. شهرام (عباس) فرج زاده طارانی، شاهرخ رحمانی و مرحومه شبنم سهرابی..

امروز بعد از گذشت دو سال خواهر یکی از کشته شدگان یعنی شهرام فرج زاده میگوید:
دیگر پرونده قضایی را پیگیری نمی‌کنیم؛ در دادگاه فقط به ما پوزخند می‌زنند و توهین می‌کنند. سال گذشته به خانواده ام اجازه برگزاری مراسم ندادند. حتی یک صندلی برای آن قسمتی که قرار بود مراسمی برگزار شود، گذاشته بودند؛ گفتند همان را هم باید بردارید و فکر نمی کنم امسال هم اجازه بدهند.
بعد از اینکه آنها به آدم های بی گناه شلیک می کنند یا یک کسی مثل برادر من زیر گرفته می شود و حتی او را به بیمارستان هم نمی رسانند، مردم واکنش نشان می دهند. آدم هایی که این مملکت را با این همه ادعا به اینجا رسانده اند، اصلا نمی دانم نامشان را می شود آدم گذاشت یا نه، چه بگویم… طبیعی است که مردم وقتی با این صحنه ها مواجه شدند، احساسات و نفرتشان را نشان دادند و دو تا ماشین آتش زدند. وقتی دیدند که آنها با این حالت فجیع و بی رحمی با مردم رفتار کردند، مردم باید احساساتشان را نشان می دادند تا حداقل دلشان آرام شود. وی در پاسخ به سوالی درباره میزان توجه مسئولان به خانواده و دختر خردسال شهرام فرج زاده، با بیان اینکه چنین توقعی از اینها خنده دار است، می افزاید: اولش فکر می کردیم ما نباید از قاتلان دیه بگیریم. بعدها برخی ها به ما گفتند اگر دیه ای که مسئولان می خواهند بدهند را قبول کنید، این به معنای این است که آنها قبول کرده اند برادرم را کشته اند. اما اینها رذل تر و غیر انسان تر از آن هستند که مسئولیت کارشان را بپذیرند. هیچ مسئولیتی نپذیرفتند و هیچ توجهی به خانواده اش و دختر خردسالش نشان ندادند. حتی ما پیگیر شدیم که یک بیمه ای برادرم داشت را برای فرزند خردسالش در نظر بگیریم اما حاضر نشدند همکاری کنند تا ما این بیمه را برای دختر خردسال برادرم تهیه کنیم


ویدیوی مربوطه مصاحبه این خانم با مسیح علینژاد را اینجا بشنوید. بسیار دردناک است
.

http://www.kaleme.com/1390/09/13/klm-82428/

 
.

هیچ نظری موجود نیست:

ارسال یک نظر

بايگانی وبلاگ