۱۵ بهمن ۱۳۹۰ ه‍.ش.

دسته گلی از ناشناس برای نمایشگاه نقاشی هیلا صدیقی

میان دسته و سبدگل هایی که به همراه صاحبانشان برای بازدید به نمایشگاه می آیند، سبد گلی بدون صاحبش از راه خیلی دور می رسد ... از زندان متی کلای بابل ... نوشته روی کارتش را که می خوانم چشمانم بی قرار باریدن می شود :
از پس این بند و سیم های خاردار
با لبی پر لبخند می گویم سلام ...
اگرچه هوا بس ناجوانمردانه سرد است اما این طبع زمستان است و من یقین دارم امید ما معجزه می کند
به بهانه نمایشگاه نقاشی هیلا صدیقی عزیز
که شعرهایش را نقاشی می کند
از طرف آریا آرام نژاد
زندان بابل زمستان 90

هیچ نظری موجود نیست:

ارسال یک نظر

بايگانی وبلاگ