۱۲ بهمن ۱۳۸۹ ه‍.ش.

متن فارسی مصاحبه سید محمد حسینی در پارازیت

اینجا فیلم محاصبه کامل با پارازیت در فیس بوک است
http://www.facebook.com/video/video.php?v=10150178707832942 

اینجا لینک دانلود همین مصاحبه است
http://www.mediafire.com/?36i8pd77o7ncz83



متن مصاحبه:
آقای حسینی شما دزدی کردید؟
بله.
کلاهبرداری هم کردید؟
بله دیگه حتما کردیم دیگه.(میخندد)
نه میخوام ببینم کردید یا نه
نخیر
ببین یه سری چیزایی من خوندم تو اون مطالبی که زده بودن ..



نه اونا رو ول کن من ازت دارم سوال میکنم
خب
آقای حسینی تو زندگیت کلاهبرداری کردین ؟پول مردم رو خوردین تا الان؟
هی..حالا ما..ایشالا که اینجوری نیست دیگه
نخیر تا حالا نکردم فقط میتونم به توضیحی هم بهت بدم
آره بگو
من دو سال و نیم قبل از اینکه از تلویزیون ایران برم بیرون- خودم – عرضم به حضور شما که ..این قضیه کلاهبرداری رو شده بود برای خودشون..خیلی!
کدوم قضیه؟
یدونه خیریه ای بود مال بچه ها ما حدود پنج شش میلیون تومن پول داده بودیم نه حقوقی نه مزایا کار خیر بود
خب
یواشکی هم کرده بودیم
آهان
بعداینا حالا برای سیاست و اینا درگیر شدن با هم دیگه
کیا؟
نمیدونم .چپ و راست .وسط.متمایل به چپ متمایل به راست ..نمیدونم نفهمیدم چی شد
یعنی این دولت عوامل دولتی؟
آره
باهم درگیر شدن دیدن ما چه چهره ی خوبه...علم کردن.ولی!
چی رو علم کردن؟
این که آقا ؛ کلاهبرداری بوده اینا
آهان
بعدشم از ما عذرخواهی کردن... و کافی نبود..یعنی من در شبکه تهران بودم ؛ کامبیز... از من تلویزیون عذرخواهی کرد.رسما تو اون روزنامه ها دوباره زدن ؛ عذرخواهی کردن.. تبرئه شدم ...ولی من به شبکه تهران ؛ بر...نگشتم
یعنی شما...شکایت شد از شما؟قانونا؟
نه.چون من چیزی نبودم توشون که ...فقط اتهام بود.بعد که..
پس کسی ازت قانونا شکایت نکرده؟
نه ..نه
شاکی خصوص داری تو ایران؟
مادرم.. پدرم ..بسیار!
نه نه شاکی خصوص داری تو ایران؟
همون مادر پدرم شاکین ناراحتن میگن برگرد کجایی؟
نه نه از لحاظ قضایی دارم میگم.
نخیر ندارم
هیچ کسی ازت شکایت نکرده؟
نه مگر از امشب احتمال نود درصد چهار تا قوه امضا میکنن (خنده)
خب آقای حسینی...شما خب یه مجری خیلی موفق بودی..
لطف داری
 و کلی نظام جمهوری اسلامی افتخار میکرد به شما..
واقعا؟!!
بله واقعا و بعد شما رو میدونی تو ی جشن های بزرگ وونمیدونم رمضان و جشن های متفاوت مذهبی..
شوهای تاک شو بود ..آره
آره برنامه ها تو خیلی موفق اجرا میکردی
لطف داری تو قربونت برم
پول خوبی هم در می آوردی ؟ آره ؟
...چشمک ( خنده )
بعد چی شد که از ایران زدی بیرون؟
مرسی که نمیگی فرار کردی واقعا نکته مهمیه کامبیز! من عرضم به حضور شما که ...یه خورده زودتر فهمیدم ..
یه ذره...3 4 سال
چی رو فهمیدی؟
 ...یه چیزی فهمیدم ... بعد که  اومدم بیرون-البته آخرین بار برگشتم جاییزم هم گرفتم –
کی دقیقا اومدی بیرون؟
هشتاد و چهار و..
هزارو سیصد و هشتاد و چهار
چی رو زودتر فهمیدی؟
یه ذره چون مجری لایو..کامبیز تو الان مجری لایو ی ..فضا..مثال میزنم
بودم
بودم حالا..تو برنامه سیاست های اینجا رو میفهمی..یه چیزایی رو میفهمی ...اگه چیزی باشه میاد!..درسته؟
بله
منم یه ذره زود فهمیدم..و اومدم بیرون
چی رو زود فهمیدی؟
فهمیدم که..چون آقای احمدی نژاد هم گرمساری بود دیگه
اوهوم شما هم گرمساری هستین؟
ما هم گرمسار زندگی کردیم برای کنکور و اونجا یه چند سالی بودیم..یه چیزایی حس کردیم ..بعد حس کردم که یه جایی من باید  تصمیم بگیرم که برام خطرناک میشه.گفتم زودتر تصمیم بگیرم .و ردم بیرون
این چند سال قبل از انتخابات ریاست جمهوری بود؟
5 ماه بعدش
بعدش؟
اولین بار .آره
5 ماه بعد از انتخابات؟
بله.
بعد از اینکه زدم مردم و ..اینا
نه نه نه! اون چهار سال! همون دوره اول!!!
همون دوره اول احمدی نژاد
آره ..حالا تاریخا رو من
یعنی تو همون صدا و سیما که بودی و با مامورای اطلاعاتی که این ور اونور میرفتی یه چیزایی فهمیدی
نه.من با اونا هیچ جایی نمیرفتم.البته مامورای اطلاعاتی که مهر نزدن اینا اطلاعاتی ان.اون نیست که
من همیشه اینجوری بودم ؛ میرفتم تو صدا و سیما کارمو میکردم می اومدم بیرون
خب دقیقا میتونی برای بیننده هامون بگی که چی فهمیدی؟
(میخندد)
که میگی من زودتر یه چیزایی رو فهمیدم زدم بیروون
ببین ..کامبیز ما.. عادت نداریم خانوادمون ..که..مرگ بر این ..مرگ بر اون.. به این فحش ..به اون فحش ..و اجازه هم پدر مادر مون بهمون ندادن که یهو بپریم وسط یه چیزی بگیم.مردم  اگه دوست دارن من حرف بزنم برن توی فیس بوکم کامنت بذارن که حسینی حرف بزن.اجازه میدیم که حرف یزنی.من حرف میزنم.حرف دارم که بزنم.ولی اینکه یه ضرب بیام.و یه چیزایی رو بگم به من..ربطی به من نداره .من یه کار درست کردم .از کشور خارج شدم به خاطر مردم ام .کار درستمو انجام دادم حالا هی بیام منت بذارم سرشون یا از خودم تعریف کنم؟البته مردم ایران..یعنی استان تهرانی ها در اصل اینو میدونن.اون موقع که کلاهبرداری به من پیشنهاد شد! در اصل !! زدن همچین کلاهبرداری رو...!یک سال و نیم بعد من برگشتم تهران جاییزه اولمو با هشتاد و ششو چهل و هفت صدم درصد آرا ؛ رای که به من دادن گرفتم من جاییزمو از تلویزیون بعد رفتم بیرون
جاییزه محبوب ترین ؟
این که اول شدم عادل فردوسی پور شد دوم
بعد از کلاهبرداری و اینایی که اینا درست کرده بودن ما اینکارو کردیم.خود اون هشتاد و ششو چهل و هفت صدم داره جواب میده چی میگین شما!
در این که شما مجری به شدت پرطرفداری بودی هیچ شکی نیست
شما لطف داری..نه..
ولی اینکه بگی مردم بیان از من بخوان که من حرف بزنم بعد من حرف بزنم  اینو  من قبول نمیکنم .الان شما تو این برنامه  هستی  خب دیگه باید حرف بزنی خب آقای حسینی بگو..
نه ببین من یه حسایی دارم ..نه منظورم این نیست که باید..تاریخچه ی خودم رو میتونم بگم .کجا بودی محمد حسینی؟؟
من از کشور اومدم بیرون ..رفتم تلویزیون بزنم در  امارات متحده عربی ..دولت نذاشت!اومد اونجا گفت میکشیمت!..
دولت ایران؟اومد تو امارات گفت ما میکشیمت اگه تو امارات تلویزیون بزنی؟
آره..حالا چون بابام نشسته شاید داره نگاه میکنه...ولی تهدید شدیم...
بعد تلویزیونو کشیدن پایین ! بعد گفتن چرا با این آدم تلویزیون میزنی ! چرا اینجوری تلویزیون میزنی! چرا این یه سری آدمایی که آوردی؟چیکار داری میکنی؟؟ برگرد!!

یک سال و دو سه ماه بعد از اینکه من در امارات متحده بودم ..پنج شش تا از مسئولین اومدن که ...پیشنهاد بدن که...(اشاره با دست)...برگرد...من نمیدونم چرا دستم الکی میچرخه !!
برگرد..و من برنگشتم..گفتم نه !
و فشار آوردن  ..بعد تهدید شروع شد..منم برای اینکه از تلویزیون راحت بشم رفتم دو تا دختر پیدا کردم رقصیدیم با هم ..هندیو..اوووه ..ولی جوون کامبیز اسپانیاییم قشنگتره!(چشمک)
من دیدم اسپانیایی بخونی البته !
آره دیدی خب ..
آره تو تلویزیون..خب دوبی نتونستی تلوبزیون بزنی ..تهدیدت کردن بعد چی شد؟
بعد یه لایسنسی داشتیم بعد اسممون توش بود بعد اون باطل شد بعد یکی دو دفعه امارات متحده ما رو خواست و بعد ما دیدیم که یه جوری شد و بعد..یهو دیدیم تو هواپیماییم فرار کردیم از اونجا.یعنی فهمیدیم باز اون بو اومد
اوهوم
که این یه موضوعیه ها نزدیک داره میشه
رک صحبت نمیکنی محمد حسینی
چرا.چی بگم؟؟مرگ بر...آهان.
نه به من بگو در تلویزیون ایران چه فشار هایی روت بود؟مثلا. به من بگو که آیا وزارت اطلاعات..ماموران تلویزیون ایران در زمانی که توش کار میکردی چه خطوط قرمزی برات گذاشاتند؟به من بگو بهت گفتن..آیا بهت میگفتن چی بگو؟ تو برنامه زنده؟
نه..من چون خودم نویسنده بودم کارگردان کارام بودم بیشتر نودو نه درصد..نمیتونستن به من بگن..لایو بود..نمیتونستن به من بگن چی بگو..ولی..میتونستن بگن که غلط کردی گفتی..آهان ببخشید !اینم نباید میگفتم !!!
نه نه... اونم ..غلط کردی زیاد..بد نیست
بد نیست ..اشکال نداره (میخندد)
اگه فقط همینجوری گفتن بد نیست..بد تر از این نگفتن بهت ؟
..چرا.ببین..من یه کاری.. اصلا شانسی یه اتفاقی افتاد یه مسابقه ای کار شد به نام مسابقه بزرگ سال 74 ...من شومن اون مسابقه شدم یعنی به نوعی یهو فضای اتفاقی خطرناکی افتاد توش اونجا ما یه سری کارا کردیم .من اولین نفری بودم که تو تلویزیون ایران رقصیدم .
بعد از انقلاب؟ رقصیدی واقعا؟شیش و هشت؟ یعنی بندری و اینا؟
بندری و هندی..بندری تا اونجایی که میشد..تا اونجا که..
چطور بهت اجازه دادن برقصی؟
اجازه ندادن.عرض کردم..من میرقصیدم..من اینجوری میکردم..بعد میدیدم هیچی نمیگن ..بعد یه اینجوری دیگه میکردم..یعنی هی ادامه میدادم یهو میگفت  ها ها میگفتن چی شده جو نگیرتت! میگفتم باشه
بعد دوباره کار فردا
بعد اولین نفری بودم که شیش و هشت خوندم تو تلویزیون. اون موقع هر کسی! ببین کامبیز.. یه دختر تو کرج بود یه پسر توی مثلا ایتالیا... اینا سرشون به هم برمیگشت میگرفتن میگفتن شما به هم نظر دارین عقدشون میکردن!
اوهوم
ما اون موقع هزار تا دختر و پسر نشوندیم اون پایین تو اون مسابقه کار کردیم ..مسابقه رنگ و لعاب خاصی داشت ...بعد یه فضای ریش و بی ریشی که در کشور اینجوری بود رو حلش کردیم با اون...
یعنی میگفتن هر کی ریش داره آدم مومن و معتقد و با شعوریه
هر کی بی ریشه کامبیز حسینیه..حسینیه..
کامبیز..کامبیز که اسمش روشه ..کامبیزه!
(میخندند) کامبیزه نیاز نیست ریش داشته باشه یا نه
نکته اینکه ..ما اونو حذف کردیم تو اون مسابقه که آقا اصلا این چرت و پرتا چیه؟ریش ربطی نداره
شما به من بگو که آدم سیاسی هستی؟
من نبودم ولی مثه اون یارو که هلش داده بودن پایین از صد طبقه بود میگفتن که آفرین چه خوب پریدی میگفت منو هل دادن
اوهوم اون زمانی که در تلویزیون ایران کار میکردی با نظام جمهوری اسلامی مخالف بودی؟
با نظام جمهوری...بله
یعنی در زمانی که در تلویزیون ایران کار میکردی با نظام مخالف بودی
نه ببین من کامبیز..من مجری نبودم.. من خب کار شو کردم.. نمی تونم مخالف نباشم این سوال رو من میتونم از تو بپرسم تو الان اگه اینجا یه اشتباهی کنن مخالف نیستی؟!
چرا مخالفتم رواعلام میکنم همینجا
تموم شد...خب تو اینجا میتونی اعلام کنی من اونجا نمیتونم اعلام کنم مبارزه میکنم.ولی در کل اینکه با نظام جمهوری اسلامی رفتیم یقه به یقه شدیم شاخ به شاخ ..نخیر. من کارم چی بوده ؟کارم این بوده که یک فضای شو به وجود بیارم مردم باهاشون حرف بزنم اطلاعات عمومی بدم. حتی برنامه علمی داشتم ..خیلی کار های اینطوری کردم
یه خورده هم شوخی کنم توش
اوهوم
این کارو کردم ولی اگه مثلا شیش و هشت رقصیدیم خندیدیم شوخی کردیم این در ساختار حرکت دموکراسی ذهنی خودمون بوده
ولی اینکه بگی من با نظام مشکلی داشتم با درگیر شدم شاخ به شاخ شدم .نه! من کار خودمو میکردم اونا هم میگفتن آقا بشین!آدم باش دیگه !!
بعد میگفتن سادات... سادات قرتی!
اسم ما بود ما جزو سادات قرتی بودیم.. .و سادات دو قسمت بودن ..در کل جهان! یه عده مثل من قرتی بودن ...یه عده هم که مومن بودن
خب آقای حسینی
جونم
شما به من بگو که این آقای احمدزاده که با شما کار میکرد اطلاعاتیه؟
من نمیتونم واقعن بگم آره یا نه واقعن نمیتونم
رفیقی باهاش؟
من رفیق صد در صد اونجوری هم نیستم نه
حالا یه سری...
همکار بودی باهاش.
همکار بودیم یکی میگفت بعدا پیچیده بود ما باجناقیم !!نه ولی آدم ها نمیشه گفت چه ادمی خوبه واقعن کامبیز.اصلا ما وومن ووالان اگه این جمله رو جواب بدم بابا اولین نفریه که میزنه تو گوشم..اصلا بده مثلا بگم که واقعا هست یا واقعا نیست..
از کجا میدونم ؟ولی میدونم که به هر حال یه آدمی بوده که تو برخوردایی که باهاش بودیم آدم بدی نبوده .این که حالا چه جوری بوده حالا یه عده ای ممکنه بگن چون این ریش داره حتمن عوضیه
باز همینه حالا من باید یه برنامه بسازم  آقا هر کی ریش داره آدم عوضی نیست به خدا..!.آقا به خدا هرکسی تو تلویزیون ایران کار کرده آدم عوضی نیست به خدا !.به خدا اونایی که در تلویزیون ایران 12 سال کار کردن آدم های حرفه ای تلویزیون ایران بودن ما تصویر بردار داریم که در دنیا نیست نظیرش.!
اونایی که خارجن تفرقه..یه عده ای کوچولو ها .. 3 درصد ما خائن در خارج داریم 3 درصد هم در داخل داریم که اینا هی..میپیچونن که اعتراض و .. که ماهی بگیرن این وسط
اوهوم
آدمای حرفه ای تو ایران ان کامبیز
نه خب من کار کردم میدونم آدمای خیلی حرفه ای هستن
صدو چهل صدو سی هزار نفر پرسنل داره صدا و سیما ی ایران ..همه عوضی ان ؟!! نیست واقعا!
چند درصدشون حکومتی ان چند درصدشون حکومتی نیستن
..مثلا بچه های بیست و سی ..به من بگو ببینم اینا چه جور آدم هایی ان
ببین باور کن من بیست و سی رو ...اونها خطوطشون به هر حال سیاسیه فدات شم..حتمن اینجوریه ببین تو الان داری طنز سیاسی میکنی" اصولا" وقتی تو داری طنز سیاسی میکنی دلیل بر این نیست که سیاسی ای
تو حرفتو میزنی ولی تو" ایران" وقتی یک کلمه حرف بزنی یعنی سیاسی ای دیگه وقتی سیاسی ای پس نمیتونی الکی حرف سیاسی اینجوری بزنی
به من بگو تو ایران اذیتت هم کردن ؟یعنی ببرنت باز جویی زندان؟
بله .. ..زندان که نه ولی .. بازجویی شدید ما هر ماه هر دوره ای تنبیه شدیم ممنوع التصویر شدیم اون زمانی که کلاه برداری رو میخواستن بچسبونن به من گفتن که آدم باش و دعوا سر این بود که من میخواستم از شبکه تهران بیام بیرون  بعد از ده سال کار برم شبکه سراسری. و میگفتن که نه!
چجوری مثلا بهت میگفتن آدم باش؟با چه لحنی مثلا چی کار میکردن؟
ببین مثلا
یعنی مثلا الان مثلا عادل فردوسی پور خب؟  آدم ..
بچه خوبیه ها..
حالا..آدم جنجالی ایه ..در هر صورت یه حرفی میزنه که بعضی مواقع مشخصه که به مذاق بعضی ها توی صدا و سیما خوش نمیاد
اگه بخوان عادل فردوسی پور رو اذیت کنن ..
نمیتونن بندازن بیرون
نه نه ..بندازن بیرون نه اگه بخوان اذیتش کنن چه جوری اذیتش میکنن مثلا میبرنش توی یه اداره اطلاعات
بله میبرن یه سری جاهایی که ...
مثلا چی کار میکنن..تورو باهات چی کار کردن؟
ببین مثلا ..تخریب شخصیت ..به بعضی ها بگی بتمرگ ناراحت نمیشن به بعضی ها بگی بفرما بشین ناراحت میشن بعضی آدما با بفرما بشین ناراحت میشن
بعضی از آدما اینجوری ان
تهدیدتون هم میکردن؟
بله..
چه جور تهدیدی؟
مثلا میگن که بری بیرون فکرمیکنی که..به منم اینو گفتن دیگه من داشتم میومدم بیرون وقتی اومدم این اتفاق افتاد
به من گفتن که" پاتو از تلویزیون بذاری بیرون جیگر جان دو نفر هم تو رو نگاه نمیکنن و اون اتفاقات بد می افته
و این قضیه ی این چیزه هم رو میشه.."
کدوم چیزه؟!(تعجب)
خیریه ی دانش نمیدونم
(تعجب) اصلا من خیریه دانش تا حالا نشنیدم
یا فلان میکنیم یا فلان میشود این اتفاق اینجوری می افته اذیت میشی بعد اصولا هم مثلا دو نفر میشینن دیگه یه نفر خیلی آدم خوب و با شخصیتیه
بابا آقای حسینی مال خودمونه این حرفا چیهه
یکی میگه که نه ! مال خودمونه نیست میندازیمش بیرون پدرشو در میاریم
اینجوری حرف میشه اونا با هم حرف میزنن فحش رکیکشو به من و تو میدن
شما اقای حسینی محصول تلویزیون جمهوری اسلامی هستین.قبول دارین اینو
نه !!! اصلا
تلویزیون جمهوری اسلامی از تو یه ستاره چهره ساخت ...آدم به شدت با استعدادی هستی
لطف داری تو
استعداد خودت باعث شد.نه سوال من یه چیز دیگست. استعداد خودت باعث شد که تو اینی بشی که هستی
ولی این بستر رو تلویزیون جمهوری اسلامی برای تو فراهم آورد راضی ای که کار کردی با اون ها در اون مدت
ببین من اولا که من با تلویزیون ایران کار کردم نه با دولت ایران. تلویزیون ایران مردم دارن رزق و روزی میخورن صدو سی هزار پرسنل داره این همه هنرپیشه این همه ورزشکار این همه هنرمند دارن توش کار میکنن همشونن بچه های خوبی ان دوست داشتنی ان حال میکردیم باهاشون. من تصویر بردار بود که الان بهش زنگ بزنی میگه من عاشق حسینی ام
نور پرداز صدا بردار.. اصلا من همیشه دست همشونو بوسیدم اصلا اعتقادم بر اینه.. بله خیلی خوشحالم کار کردم بعد من اونجا کار کردم فضای حرفه ایم رو اونجا انجام دادم یازده سال هر شب روزی دو تا برنامه کار کردم اونجا یعنی چی شما من نمیدونم منظورتو شفاف نمیدونم یعنی چی هر کی در تلویزیون کار میکنه با دولت ایرانه؟؟
نه من اینو نمیگم من فقط دارم میگم که در اون مدت که کار کردی با همه سختی ها و شادی ها و خوبی ها این ها در اون مدت راضی بودی با تلویزیون جمهوری اسلامی کارکردی؟
از این خوشحال بودم که یه کاری دارم میکنم میدونی.. یه کاری میکنم.. الان تو اومدی تو فضای شو کامبیز.. الان داری تو فضای شومنی حرکت میکنی با همین پارازیت.. مطمئن باش که منتظر کتک خوردن تهدید شدن.. اگه به من بگی نشدی دروغ میگی قطعا هر شب یه ایمیل واست میاد.. بعد من یه نفرحساب کن  بره تو یه شبکه بگه" کامبییییز تهدید شدی؟؟از چه نوعی؟"
(میخندد)
شدی یا نشدی؟
نه اون چیزیه که خب حالامن دعوت شدم باهات مصاحبه میکنم یه شو داشتی میام تو برنامت میشینم اون موقع تو از من سوال کن و حتما بهت جواب خواهم داد
درسته... درسته
خب آقای حسینی دوست داری برگردی ایران الان؟
چون یه جایی نوشتن که حسینی برمیگردد
آوه اوه اوه اوه.. آره خوندم من اینا رو نمیدونم چه جوری میزنن من نمیدونم این چکایی که طلب دارم چرا یهونمیاد بیرون من پاس کنم زندگی مو بهتر کنم
دوست نداری برگردی ایران ؟
الان نه!
چرا؟
به خاطر اینکه ...
دلت تنگ نشده؟برای اون بیست هزار نفر تماشاچی ای که داشتی میرفتی براشون هندی میخوندی؟
یه چیزی بگم ناراحت نمیشی؟
(میخندند)
من بچه که بودم خانوادم داشتن ورق بازی میکردن پاسور بازی میکردن بابای من منو صدا کرد از تو اتاق گفت محمد جان گفتم جونم
گفت عزیزم قربونت برم بیا اینجا یه درسی میخوام یادت بدم که پنجاه سالگی میفهمی
گفتم بفرمایید پدر
گفت ببین پسرم اگه یه روزی خواستی سیاست مدار بشی سیاست مداری بشو که عین" ننت"بشی
نه عین من.میبینی عین من بشی بدبختی..
گفتم عین ننمون باشیم سیاست مدار ؟
گفت تمام بزرگان سیاست مدار جهان مثه ننت هستن
گفتم یعنی چی؟
گفت شما نگاه کن  الان من ما چهار تا نشستیم اینجا.. گاگول ! من نمیدونم تک دل دست منه تک  این دل دست کیه بی بی دست کیه ننت چایی میاره هم دست منو میخونه هم دست اینو میخونه هم دست اینو میخونه..
(میخندد)
عین ننت باش خدمت کن به مردم
کامبیز من بهایی ام من یهودی ام من مسیحی ام من بودایی ام من زرتشتی ام من درویش گنابادی ام من سنی ام من شیعه ام.من تو یه شبکه مسیحی تو قبرس کار میکردم.. اینا مسیحی رو تو خیابون میکشن تو تهران من اون وقت اونا سادات طباطبایی رو کردن تو شبکه مسیحی دارن به من رزق و روزی میدن زیرآب منم نزدن.یه مدیریتی حالا کار نداریم..
حرفمو میخوام به تو بزنم ..
من سلطنت طلبم. من چپم. من راستم.  من کروبی ام. من میر حسین موسوی ام.  من هر کس که مثل ننمه من طرفدار اونم. جون میخواد خدمت کنه به مردم. آره! من اونم! فردا میترسم برم تو یه شبکه ای با یکی از این سیاسی ها یکی از این شبکه ها یا یه کاری بکنم اومدم اینجا یه کاری بکنم  الان تازه رسیدم تو آمریکا خیالم راحته دیگه نمیندازن منو بیرون !!
ولی سعدی میگه یا گزیر یا گریز ! فکر کن! من اونجا حرف میزنم که ..دینگلو بلو (اشاره با دست )
حالا دارم حرف میزنم
حالا چی کار میخوای بکنی تو آمریکا میخوای تلویزیون بزنی ؟
میخوام تصمیممو بگیرم اگر بشه یا تلویزیون بزنم اگه یه سیاستمداری( گفتم که مثل مامان من فکر کنه) هدفش خدمت  باشه که زیاد هم داریم اینجا دوست دارم این کارو بکنم دوس دارم  یا اینکه ممکنه استخدام بشم یه جایی یه کار تلویزیونی بکنم یا یه برنامه ای بگیرم یه کاری بکنم
تلویزیون بزنی مار و استخدام میکنی؟
تو نازی..!
(میخندد)
خیلی باهوشی واقعت.من خوشحالم که اینجا هستم خوشحالم که شبکه فارسی صدای آمریکا برنامه ای مثل پارازیت گذاشت که..ما بتونیم بیایم این نکته است.ما بتونیم بیایم توی این برنامه . و هم حرف بزنیم هم جایی باشه که بتونیم این کار و انجام بدیم.
آقای حسینی آخر برنامه ما یک دقیقه وقت میدیم به مهمانانمون که با بینندگان ما مستقیما صحبت کنند.این شما و این هم بینندگان پارازیت.این دوربین شما ست دوربین هم که دیگه ..رفیق صمیمیته
بینندگان عزیز وارجمند من خیلی دوستون دارم تو این یک دقیقه زمان فقط من یه چیزی میخواستم بگم به اون عده که واقعا به هر حال دو سه درصد هستن در کشور که متعصبند! من به آدم مذهبی احترام میذارم.با هر مذهبی ولی با متعصب مذهبی در هر مذهبی در جهان باهاش مشکل دارم.متعصب مسیرو دوسش ندارم ...چون فقط فکر میکنه اون درست میگه .من هر کی که فکر میکنه خودش درست میگه باهاش مشکل دارم اما..به این سه درصد هم عرض میکنم ..پنج سال وقت صرف کردین تلاش کردین..این همه
با این سی چهل هزار نفر پرسنل بگین که آقا حسینی فرااار کرد..حسینی آدم بدیییی بود ...حسینی آدم کلاهبرداری بود . همه ی این حرفا!اون وقت در عرض بیست دقیقه بیس و پنج دقیقه در یک برنامه خوشگل و زیبای دوست داشتنی پارازیت همه ی این پنج سال رفت رو هوا؟!؟ آخه ..دینگلو بلاهای عزیز .. جیگر طلا ها ...چرا وقتتون رو صرف میکنید؟..چرا پرسنل سی چهل هزار نفری رو صرف یه آدم بیخودی مثل من میکنین ؟؟برید یه کار دیگه ای کنید ..برید زندگی کنید ..زندگی های خوشگل کنید..به خدا شما بیست هزار تا بیل بزنید یه باغچه رو آباد میکنید ..این همه تلاش تو پنج سال..مردم ایران هم بدونین من از خودم "دفاع"..نمیکنم..اگر دوباره شایعه بشه من دو سال دیگه میام جواب میدم ..چون اعتقاد دارم اگه مردم منو میشناسن که میشناسن ! اگه نمیشناسن که ببخشید من پس باید! یازده سال روزی دو تا برنامه دو ساعت تو شبکه کار کردم؛ مردم هنوز منو نمیشناسن!؟؟؟
من متاسفام برای خودم  من پس چقدر ضعف داشتم به مردم نفهموندم دوسشون دارم ...
خب..هر آدم باشعوری دلش واسه  ایران تنگ میشه. واسه مردمش تنگ میشه ..هر آدم باشعوری ..به هر حال منم دوس داشتم ایران باشم همین الان..
ایشالا که به دموکراسی برسیم ..همه همدیگه رو دوس داشته باشیم ..به هم احترام بذاریم...(خدا حافظی مخصوص)

هیچ نظری موجود نیست:

ارسال یک نظر

بايگانی وبلاگ